أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

449

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

سبب خشم والى مصر شده ، ميهمانانش را زندانى كرد و از علما براى كشتن آنان فتوا خواست ، اما علما فتوايى ندادند و او آنان را به عنوان گروگان در زندان نگاه داشت . در اين ميان به تدريج عصيان حمود بالا گرفته ، اختلالات و اشكالات زيادى پديد آورد . به علاوه يك شورشى ديگر به نام محمد بن زيد برابر سعد بن زيد وارد معركه شده ، به ينبع آمد و به حمود پيوست . در اين هنگام دربار عثمانى دستورى براى ارسال يك سپاه جهت سركوب اين شورش به والى مصر صادر كرد . به دنبال آن يك سپاه پانصد نفرى عازم ينبع شد . شورشيان كه جمعى از اشراف و نيز نيروهاى مردمى از جُهينه هم ميانشان بود ، به سپاه حمله كردند و شكست سختى بر آنان وارد ساختند ، به طورى كه حدود چهارصد نفرشان كشته شده و بقيه فرار كردند . فرمانده اين نيرو همراه با زنانى اسير شدند تا در مقابل اشراف كه در مصر گروگان بودند ، نگهدارى شوند . اين واقعه در رجب سال 1079 رخ داد . « 1 » اندكى بعد والى مصر عوض شد . او اسراى اشراف را آزاد كرد و در مقابل اسراى سپاه مصر نيز كه در اختيار شريف حمود بودند ، آزاد شدند . شورش در ينبع همچنان ادامه يافت تا آن كه شريف سعد سپاهى را براى تأديب آنان فراهم ساخت . با رسيدن اين خبر آنان به سمت داخل بلاد حركت كرده ، تا شرق طائف آمدند . در آنجا شريف حمود شاهد دشمنى شمارى از افراد قبايل مطير و بنى ظفر و بنى حسين بود . بنابراين تصميم گرفت تا دست از شورش بردارد و راه دوستى را با عموزادهء خويش در پيش گيرد . به همين جهت به طائف رفت و با شريف سعد روبرو شد . شريف نيز او را پذيرفت و در مسجد ابن عباس و در يك مجلس عمومى به توافق رسيدند . اين رخداد در سال 1079 بود . بدين ترتيب اين صلح پس از آن كه دو گروه متخاصم ، آن اندازه با يكديگر درگير شدند و مكه آسيبى ديد كه قابل وصف نبود ، تمام شد . در آن دوره مسير حركت قافله‌ها ناامن شد و غلّات رو به گرانى ، و خوراكى در مكه و جده و طائف رو به كاهش گذاشت ؛

--> ( 1 ) . منائح الكرم ، ج 4 ، ص 274 .